الشيخ رسول جعفريان
966
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
مذهبى آنان مطالبى بيان داشت و تصور مىكنم آنها را از اتباع مسيحى خود فرا گرفته بود . « 1 » كشيشان اروپايى در اصفهان با شدت و ضعف و البته به طور مستمر حضور داشتند . دليل عمدهء حضور آنان ، همراهى آنان با هيئتهاى سياسى و يا حتّى رياست اين هيئتها بود كه از طرف دول اروپايى براى بحث و مذاكره با شاه صفوى در زمينههاى اقتصادى و سياسى عازم ايران مىشدند . هدف اصلى اين هيئتها در بسيارى از موارد تحريك شاه به جنگ با دولت عثمانى بود . متأسفانه در آن دوره ، به دليل وجود مسائل سياسى و مذهبى ميان دولت عثمانى و صفوى ، نزاعهاى شديدى رخ داده و اختلافات عميقى به وجود آمده بود . از سوى ديگر اروپائيان نيز با دولت عثمانى درگير بودند ؛ لذا نمايندگانى به ايران مىفرستادند تا دولت ايران را به جنگ وادارند . شاه عباس صفوى نيز به شدت طالب اين همكارى بوده و از هر فرصتى براى تحكيم روابط با اروپائيان حمايت مىكرد تا بتواند آذربايجان و ديگر اراضى متعلق به دولت ايران را در شمال غرب از تجاوز عثمانىها نگاه دارد . آنچه كه در كنار مسائل سياسى براى اروپائيان اهميت داشت ، توجه به تبليغات دينى و رواج مسيحيت بود . آنان بطور منظم در هيئتهاى سياسى ، چند كشيش را راهى ايران مىكردند و چه بسا رهبرى اين هيئتها را به دست يك كشيش مىسپردند . در ميان تقاضاهاى آنان هميشه توجه به مسائل مذهبى مطرح بود ؛ آنان در پى اجازه براى تأسيس كليسا و آزادى تبليغات مسيحى بودند . پيوند مسائل تبشيرى و تبليغى با استعمار ، مطلبى است كه داستان ويژهء خود را دارد . در زمان محمد خدابنده نخستين بار فليپ دوم پادشاه اسپانيا ( سلطنت از 1555 تا 1598 م ) دستور داد تا سفيرى به ايران فرستاده شود . نمايندهاى كه فرستاده شد ، كشيشى با نام پرسيمون مورالس بود كه از هند به ايران فرستاده شده و زبان فارسى را به خوبى مىدانست . اين كشيش كاتوليك ، توانست اعتماد شاه را جلب كند و يكچندى استادى فرزندان شاه را به عهده بگيرد . در يكى از نامههاى باقىماندهء وى آمده است كه پادشاه ايران شديدا مايل به اتحاد با سلاطين عيسوى مذهب بر ضد دشمن مشترك است و اگر او بداند كه سلاطين عيسوى حتما به چنين اقدامى مبادرت خواهند نمود ، او بىدرنگ از مشرق به خاك عثمانى حمله خواهد برد . « 2 » بعد از او نيز كشيشانى از سوى اسپانيا در عهد عباس اول عازم ايران شدند تا علاوه بر تحكيم روابط با ايران با فعاليتهاى انگليسىها مقابله كنند . در بيشتر مذاكرات از مسائل مذهبى نيز سخن به ميان مىآمد ، حتى زمانى كه شاه عباس هيئتى را براى مذاكره با دول
--> ( 1 ) . دلاواله ، سفرنامه ص 240 ( 2 ) . نوايى ، عبد الحسين ، روابط سياسى ايران و اروپا در عصر صفوى ، صص 16 - 17